رقابت بر سر نابودی تالاب گندمان بالا گرفته است


رقابت بر سر نابودی تالاب گندمان بالا گرفته است - تصویر 1

تالاب گندمان که علاوه بر خشکسالی و محرومیت از حقابه طبیعی با برداشت بی رویه آب برای کشاورزی نیز رو به رو بود، اکنون مورد هجوم افراد سودجویی قرار گرفته که برای تهیه علوفه به جان نیزارهای این تالاب در آستانه ثبت بین المللی افتاده اند. تالاب گندمان، در نزدیکی شهر گندمان از شهرستان بروجن، ۹۸۰ هکتار وسعت دارد و پوشش گیاهی آن را عمدتا گونه های حاشیه ای و نم پسند تشکیل می دهد. نیزارهای تالاب همواره محل مناسبی برای لانه گذاری پرندگان بوده است. با این حال تالاب اکنون حال و روز خوشی ندارد.

 

 


هومان خاکپور، دیده بان طبیعت بختیاری، معتقد است که حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد این تالاب در معرض خشکی قرار گرفته که دو دسته عوامل انسانی و طبیعی باعث شده تا این وضع بر تالاب حاکم شود. قسمت هایی از تالاب در دامنه کوه کلار است و ارتفاعات بالای این کوه دارای منابع برفی است که اغلب یک سال دوام دارد و تا سال بعد می ماند. این منطقه که حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از سطح تالاب را شامل می شود و هنوز در بخش هایی از آن می توان محل های کوچکی از آب را پیدا کرد، پوشش به نسبت مناسبی دارد و می توان امید داشت که پرنده ها بتوانند از آن استفاده کنند. غیر از این ۲۰ تا ۳۰ درصد تالاب در حاشیه کوه کلار، باقی تالاب عملا خشک شده است.

 


عامل طبیعی که این وضع را در تالاب ایجاد کرده خشکسالی است که بر سراسر کشور حاکم شده و تمام زیست بوم های کشور از آن آسیب دیده است، اما به اعتقاد خاکپور، مهم ترین عاملی که الان باعث شده این تالاب و خیلی از تالاب های کشور به این سرنوشت دچار شوند عوامل انسانی است که شرایط خشک حاکم بر سرزمین ما را در این چندسال تشدید کرده است.

 

 


به گفته او، این واقعیت را باید بپذیریم که سرزمین ما، ایران، در یک منطقه خشک واقع شده و خشکسالی یک پدیده کاملا طبیعی است. ما باید مدیریتمان را طوری طراحی کنیم که با وجود این شرایط خشک که بر کشور حاکم است بتوانیم طبیعت و زیست بوم ما را همچنان داشته باشیم.

 


خاکپور تاکید می کند که ما با دخالت هایی که در این عرصه داشته ایم، این شرایط را تشدید کرده ایم و وضع را به این شکلی که الان دیده می شود رسانده ایم. یکی از عوامل انسانی این وضع چرای مفرط دام است. به گفته این کارشناس منابع طبیعی، بین آبادی های اطراف تالاب یک حالت رقابتی ایجاد شده است، تا جایی که حتی کسانی که خودشان دام ندارند از مناطق دیگر دام اجاره کرده و به تالاب آورده اند. این چرای مفرط در تالاب باعث شده که هم سطح پوشش تالاب کم شود و هم این که دیگر هیچ حاشیه امنی برای پرنده هایی که زیستگاهشان در تالاب است و لانه هایشان به جا نماند.

 

 


از سوی دیگر کل حقابه ای که از مناطق ��طراف وارد تالاب می شود نادیده گرفته شده است. آن گونه که خاکپور می گوید مهم ترین منبع تامین آب این تالاب در طول تاریخ از تالاب بین المللی چغاخور بوده است، اما حدود ۲۰ سال پیش روی تالاب چغاخور یک سد احداث و تالاب را عملا به یک دریاچه ذخیره آب تبدیل کردند تا از آنجا آب را برای بخش صنعت یا برای بخش کشاورزی به دشت بروجن منتقل کنند. این سدی که احداث کردند باعث شد آبی که در سال های گذشته وارد تالاب گندمان می شد دیگر به این تالاب نرسد، رودخانه آقبلاغ خشک شود، تمام آبزیانی که در مسیر رودخانه آقبلاغ بودند همه از بین رفتند و به این فصل که می رسیم، در حال حاضر دیگر هیچ آبی وارد تالاب گندمان نمی شود.

 


خاکپور که در نقطه ای مسلط بر تالاب ایستاده، سطح تالاب را به خبرنگار جام جم نشان می دهد و می گوید: «اگر دقت کنید اطراف تالاب مرغزارهایی است که عموما به زمین های کشاورزی تبدیل شده است. تقریبا می شود گفت در تمام این زمین های کشاورزی اطراف تالاب چاه حفر شده است و متاسفانه نظارتی هم روی برداشت مجاز این چاه ها انجام نمی شود. پیش از این چاه ها عموما چاه های گازوئیلی بود که مثلا یک روز سوختشان نبود و یک روز شرایط دیگری داشتند و کلا هم موتورشان امکان برداشت خیلی زیادی نداشت و بنابراین قبلا آب کمتری برداشت می شد. اما از زمانی که چاه های موتورگازوئیلی مان را به موتورهای برقی تبدیل کردیم حجم برداشت آب از منابع زیرزمینی بشدت بالا رفت. متاسفانه نظارت درستی هم روی میزان مجاز برداشت در چاه های مجازمان در کار نیست تا چاه های مجاز بر اساس میزانی که در پروانه هایشان تعیین شده آب برداشت کنند. نهایتا چاه ها چندین برابر میزان مجاز آب برداشت کردند و سطح سفره های آب زیرزمینی را در منطقه بشدت پایین بردند. حالا خود کشاورزان هم مجبورند که هرساله کف شکنی کنند و عمق چاه هایشان را بیشتر پایین ببرند تا به منابع آب دسترسی پیدا کنند. این نوع استفاده از آب در بخش کشاورزی و نبود ساماندهی موضوع راندمان آبیاری در این بخش، خودش به عنوان یکی از مهم ترین تهدیدهای تالاب گندمان مطرح است.»

 

 


علاوه بر این که نظارت درستی روی میزان برداشت چاه های مجاز وجود ندارد، تعداد زیادی هم چاه غیرمجاز هست که از اصل به صورت غیرمجاز حفر شده است. به اعتقاد خاکپور، آب منطقه ای که متولی این مسأله است در گام نخست باید واقعا چاه های غیرمجاز را پلمب کند و به این چاه ها اصلا اجازه برداشت داده نشود. سپس روی چاه های مجاز هم کنتورهای هوشمند نصب کنند تا برداشت قابل مدیریت باشد. او تصریح می کند حتی اگر واقعا با مطالعه به این نتیجه برسیم که افت سفره های آب زیرزمینی در تالاب به حدی رسیده که وضع نگران کننده است باید اصلا در یک برهه پنج ساله کشاورزی را در این عرصه ممنوع و حقوق کشاورزان را برای این پنج سال پرداخت کنیم و به هیچ عنوان اصلا اجازه ندهیم که آب برداشت شود تا در این فاصله بتوانیم سطح سفره های آب زیرزمینی را به تعادلی برسانیم که هم تالابمان حفظ شود و به شرایط عادی برگردد و هم کشاورزیمان کشاورزی پایدار شود. در این حالت خواهیم توانست در این پنج سال با استفاده از کمک های اعتباری مثل تسهیلات بانکی و مانند آن که ارائه می شود روی شیوه های آبیاری کار کنیم و شیوه های کنونی را تغییر دهیم و آبیاری را مکانیزه کنیم تا بتوانیم با آب کمتری همین میزان تولید را در واحد سطح به دست آوریم.

 

 


علاوه بر این چاه های سطح تالاب، برخی از ساکنان روستاهایی که اطراف تالاب است در خانه هایشان به صورت غیرمجاز چاه حفر می کنند و بعد آب را تا مزارعشان لوله کشی می کنند. خاکپور این کار را نوعی آب دزدی عنوان می کند و می گوید: «متولیان امر که در این مورد هم خود ما یعنی منابع طبیعی، هم سازمان محیط زیست و هم آب منطقه ای باید نظارت کنند و اجازه ندهند که این آب دزدی رخ دهد و آب تالاب را مخفیانه به اراضی کشاورزی منتقل کنند، آن هم اراضی کشاورزی ای که به صورت غرقابی آبیاری می شود. متاسفانه کاری که این افراد می کنند همان ضرب المثل معروف بر شاخ نشستن و بن بریدن است. اینها با آب دزدی ممکن است منافع کوتاه مدتشان حتی تا دوره ای چهار پنج ساله دنبال شود، اما در درازمدت سفره های آب زیرزمینی اینجا بشدت پایین می رود، تالاب خشک می شود و فرونشست زمین رخ می دهد. بعد این تالاب کانون گرد و غبار می شود؛ گرد و غباری که روی سر همین افراد و زمین کشاورزیشان می ریزد و روزی می رسد که دیگر نه آبی باشد و نه دیگر این افراد بتوانند اینجا زندگی کنند.»

 

 


عامل دیگری که در سال های اخیر اضافه شده برداشت علوفه دستی است. در همین بخش ۲۰ درصدی از تالاب که پوشش نسبی خوبی دارد و می توان امیدوار بود که پرندگان بیایند و لانه گذاری کنند، با دستگاه کمباینی که در نیزارهای سطح تالاب فعالیت می کند علوفه برداشت می کنند. به اعتقاد خاکپور، کسانی که این کار را می کنند دو هدف دارند. یکی این که علوفه ای که برداشت می کنند را در برخی مناطق کمباین کنند و علوفه برای زمستان دامشان تامین کنند؛ دیگر این که عده ای از دامداران هم این علوفه را برداشت و اینجا دپو می کنند، به این امید که این تالاب برایشان تبدیل به یک چراگاه شود و علوفه های یکساله کوچک در آن رویش کنند که خوش خوراک تر است و دام بهتر استفاده می کند. نیزارهای کنونی خیلی نمی تواند مورد استفاده دامداران باشد، چرا که به اصطلاح «علوفه خشبی» است و مورد استفاده دام قرار نمی گیرد، ولی وقتی این علوفه ها برداشت شود، علوفه ای که سال بعد در تالاب سبز می شود یک علوفه خوش خوراک است که تالاب را به چمنزار یا مرتعی برای استفاده دام تبدیل می کند.

 

 


پیگیری های خاکپور در بحث برداشت علوفه حساسیت ویژه مدیرکل محیط زیست منطقه را دنبال داشته است: «ایشان با حساسیت شخصا در منطقه حاضر شدند، اما متاسفانه می بینیم که در بروکراسی تصمیم گیری اداری درمانده ایم. یکی از مشکلات ما واقعا این است که متاسفانه تصمیم گیری با سرعت لازم اتفاق نمی افتد و زمانی این تصمیم گیری به نتیجه می رسد که دیگر هر اتفاقی قرار بوده در طبیعت بیفتد متاسفانه افتاده است. برای مثال ما الان چندروز تعطیلی داریم که تا این تعطیلی به پایان برسد و فرآیند تصمیم گیری شروع شود این افراد از این فضای تعطیلات که بر کشور حاکم شده سوءاستفاده کرده اند و این که حالا بعد از آن چه تصمیمی گرفته شود دیگر تاثیری روی تالاب ندارد. حتی اگر برخورد قضایی هم با آن افراد شود تالاب دیگر از بین رفته است. اصلا ما خیلی دنبال برخورد قضایی نیستیم، ما دنبال این هستیم که نگذاریم این تخلفات اتفاق بیفتد. منطقه از نظر کمی و تعداد محیط بانی که در مقایسه با دیگر مناطق دارد، از وضع خوبی برخوردار است، یعنی دو سه محیط بان در حدود یکهزار هکتار که وسعت تالاب گندمان است داریم، در صورتی که به طور میانگین در هر ده تا ۱۲ هزار هکتارمان یک محیط بان داریم.

 

 

 


با توجه به این موضوع و وضع که اینجا هست انتظارمان از سازمان محیط زیست این است که مامورهای منطقه با هشیاری بیشتری برخورد کنند و در همان گام اول اجازه ندهند که این گونه برداشت ها اتفاق بیفتد که بعد احتیاجی به تصمیمات مقامات بالا یا عالی ترین مقامات اجرایی شهرستان و استان مثل شورای تامین یا فرماندار یا کس دیگری شود و بعد تبعات اجتماعی اش به دنبال بیاید. متاسفانه الان سهل انگاری ما در برخورد، باعث شده که مردم روستاهای اطراف همه در یک حالت رقابتی قرار بگیرند و هر کس سعی کند به نوعی منفعت خودش در برداشت از تالاب را به حداکثر برساند.»

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه