صفحه آرایی در مطبوعات و رسانه های چاپی، به مثابه مدیریت قرائت متن


صفحه آرایی در مطبوعات و رسانه های چاپی، به مثابه مدیریت قرائت متن - تصویر 1

چشمان ما به هنگام نگاه کردن به یک صفحه نشریه یا کتاب یا به یک صفحه طراحی، به همان روش معمول که به آن «خواندن» می گوییم عمل می کند.

 

چشم، در هنگام مطالعه یک متن به زبان فارسی، از بالا و سمت راست شروع و به سمت پایین حرکت کرده و از سمت چپ خارج می شود. آیا دقت کرده اید که لبه سمت راست صفحه، نقطه آغاز طراحی یا ترسیم است؟ اگر زبان فارسی و نظایر آن که از سمت راست خوانده می شود، زبان اصلی شماست، با این روش در طراحی صفحه راحت تر هستید.

 

در این شیوه، فضای خالی در سمت چپ دیده می شود اما اگر زبان اصلی شما، یک زبان اروپایی باشد، متوجه می شوید که چشمان شما از سمت بالا و چپ شروع به دیدن می کنند و در نهایت از سمت راست و پایین خارج می شوند. در این شیوه، فضای خالی در سمت راست دیده می شود.

 

آیا با نگاه کردن به یک صفحه خالی و سفید، چشم به بخش ویژه ای از آن جلب می شود؟

 

● عناصر طراحی

دید عمومی و نگاه عامه، مفهوم زبان تصویری را صرفا در چیزهایی باز می شناسد که رویت پذیر، ملموس و آشنا باشند، مثل تصویر ساختمان، درخت، آدم، حیوانات، مناظر و اشیا. اما دید کمی آشناتر و تخصصی تر، مفهوم زبان تصویری را در سطحی فراتر از تصاویر ملموس و طبیعی، یعنی از طریق درک «عناصر ذهنی» (conceptual elements) مورد ارزیابی قرار می دهد. این عناصر ذهنی اند چرا که در واقع وجود ندارند.

 

اگر وجود داشته باشند، دیگر ذهنی نیستند: بیننده یک «سطح» را در آن قسمت از صفحه، یا یک «نقطه» را در مرکز صفحه، احساس می کند (نمی بیند). طراح گرافیک، با تمهیدات فنی و خلاق، زمینه چنین ارتباطی را فراهم می سازد. عناصر ذهنی (کانسپچوال المنت) عبارتند از: نقطه، خط، سطح و حجم که با مرئی شدن آنها، تبدیل به «عناصر بصری»

 

(visual elements) می شوند. عناصر بصری عبارتند از: شکل، اندازه، رنگ و بافت.

 

عناصر بصری، مهم ترین قسمت هر طرح به حساب می آیند، زیرا آنچه که در واقعیت می بینیم، هستند.

 

اما، آنچه می تواند عناصر ذهنی، عناصر بصری و در مجموع کلیت زبان تصویری را به یک نظام ارتباطی تاثیرگذار در مجاورت نظام ارتباطی کلامی، تبدیل کند، «عناصر ارتباطی» (Relational elements) است. عناصر ارتباطی، موقعیت شکل ها را در طرح و ارتباط آنها را با یکدیگر مشخص می کنند. بعضی از عناصر ارتباطی مثل «جهت» و «موقعیت» را باید درک و بعضی دیگر را مانند «فضا» و «جاذبه» باید حس کرد.

 

عناصر ارتباطی عبارتند از:

۱) جهت

 

۲) موقعیت

۳) فضا

 

۴) جاذبه.

 

▪ جهت: جهت هر شکلی به چگونگی ارتباط آن با بیننده، چارچوب شکل یا سایر شکل های مجاور بستگی دارد.

 

▪ موقعیت: موقعیت شکل به ارتباط آن با چارچوب یا ساختار طرح وابسته است. ساختار نیز، محل قرار گرفتن فرم ها را در طرح مشخص می کند. ساختار، عموما نظم و ارتباط بین فرم ها را در طرح برقرار می سازد. شاید بدون توجه آگاهانه به ساختار بتوان طراحی کرد اما بی تردید هر جا نظم و ترتیب باشد، ساختار هم وجود دارد.

 

▪ ساختارها چند نوعند: مقید، نیمه مقید، غیرمقید، فعال، غیرفعال، مرئی و نامرئی.

 

▪ فضا: شکل، هر اندازه کوچک باشد، حتی بسیار هم که کوچک باشد، فضا را اشغال می کند. پس، فضا یا خالی است یا اشغال شده است. همچنین فضا می تواند مسطح باشد و به صورت مجازی عمق را نشان دهد.

 

▪ جاذبه: جاذبه احساسی روانی است، نه بصری. از آنجا که جاذبه زمین مارا به سمت خود می کشد، ما نیز صفت های سنگینی یا سبکی، پایداری یا ناپایداری را به شکل ها و تصاویر نسبت می دهیم.

 

▪ کادر: در بررسی زبان تصویر در رسانه های چاپی، نمی توان مسئله مهم «کادر» (cadrde) یا «چارچوب مرجع» (Frame of Reference) را نادیده گرفت.

 

در یک رسانه چاپی، معمولا همه عناصر بصری و نوشتاری در محدوده ای قرار می گیرند که آن را «کادر» یا «چارچوب مرجع» می نامیم. این چارچوب، مرزهای بیرونی طرح، محدوده دربرگیرنده عناصر بصری، ستون نوشته ها و در صورت وجود فضایی خالی مانده را مشخص می کند.

 

 

لزومی ندارد که چارچوب حتما به شکل یک چارچوب باشد. اگر واقعا چارچوبی وجود داشته باشد باید آن را جزئی از طرح دانست. در صورت عدم وجود، کادر یا «قاب مرئی»، لبه های صفحه روزنامه، مجله، طرح روی جلد، پوستر و ... همه چارچوب هایی برای طرح مربوط به خود به حساب می آیند.

 

چارچوب طرح معمولا مستطیل است اما به هر شکلی می تواند باشد. خط برش صفحه چاپی، چارچوبی برای طراحی صفحه یا جلد محسوب می شود.

 

«کادر» یک عامل بصری نیرومند در انتقال پیام به حساب می آید. کادرهای عمودی، صرفنظر از محتویات آنها، معمولا با مفاهیمی چون سقوط، حرکت و عروج سر و کار دارند. کادرهای افقی، به نوبه خود سکون و آرامش را القا می کنند و کادرهای مربع، حالتی خنثی را به ذهن تداعی می کنند.

 

«کادر» می تواند پیام را رساتر جلوه دهد و فضایی بیافریند که احساس قوی تر و جذابیت بیشتری را فراهم سازد.

 

این تصور که کادر فقط برای محصور و محدود کردن طرح یا عکس مورد استفاده قرار می گیرد، بسیار ناکافی و از ابتدایی ترین مصارف کادر به شمار می آید.

آنچه «کادر» به ما می دهد، جهت و فضایی برای چگونه اندیشیدن است.

 

 

کادر، گاهی آنچنان می تواند حالت عاطفی بیننده را برانگیزد که بدون ایجاد این حالت، طرح تا پایین ترین سطح ارزش هنری خود نزول می کند.

«کادر» و «تصویر» دو مقوله جدا از یکدیگر نیستند. تصویر همواره ناچار به پیروی از کادر است، حتی تصاویر بدون کادر نیز، یادآور و تداعی کننده نوعی کادر هستند: کادری که نمی بینیم ولی احساس اش می کنیم!

 

 

● گرید و صفحه آرایی

 

هرگاه پیام یا خبر یا معنایی صرفا توسط حافظه ضبط و ثبت و منتقل نشود، به ناگزیر بایستی بر صفحه ای نقش شود. به محض انتقال کلام و تصاویر از ذهن و حافظه به یک «صفحه»، عملیات «صفحه آرایی» آغاز می شود.

در واقع، از زمانی که بشر در ثبت ایده، پیام، آوا و کلام به غیر از حافظه به حوزه های تصویری و نوشتاری متمایل گردید، «صفحه آرایی»، یا به عبارتی زبان تصویری کاربردی در خدمت رسانه نیز موضوعیت یافت.

 

 

اهمیت صفحه آرایی از نظر ارتباط پیچیده آن با مخاطب جای بررسی فراوان دارد. استقرار عناصر صفحه، مانند متن، تیتر، سوتیتر، روتیتر، زیرنویس ها، تصاویر، جداول و ... به نحوی که این عناصر در ارتباطی مناسب از لحاظ بصری و روابطی متناسب با موضوع مطلب داشته باشند و از لحاظ زیبایی شناسی نیز بتوانند مخاطب را جذب کنند، از قواعدی تبعیت می کنند که بخش عمده آن قواعد را آشکار نمی توان رویت کرد.

 

به عبارت روشن تر، قواعدی در زبان تصویری رسانه ای درکارند که بیشتر «احساس» می شوند تا «رویت».

 

 

از آنجا که در «گرافیک مطبوعاتی» یا «زبان تصویری رسانه ای»، طراح ناگزیر است اطلاعات نوشتاری و تصویری را بر پایه ابعاد و اندازه های بسیار دقیق استوار سازد تا بتواند در «سطح مفید» یا «محدوده چاپی» مستقر کند، استفاده از «گرید» (Grid) اجتناب ناپذیر می نماید. گرید، ازجمله عناصر غیرقابل رویت است که اجزای ساختاری یک صفحه را تشکیل می دهد. آنچنان که طرح ریزی گرید یا «ماکت» بسیار الزامی است.

 

در گرافیک سنتی ایران و در گذشته های دور (قبل از صنعت چاپ) به چیزی که امروزه به گرید مشهور است، «مسطر» به معنای «سطرآرا» و «کاغذ خط کشی شده» می گفتند.

 

 

گرید، مطلقا به هنگام چاپ دیده نمی شود اما در اسکلت بندی ساختار تصویری صفحه چاپی، احساس می شود. به عبارتی، «ساختار نامرئی» (invisible structure) صفحات چاپی با عنصر گرید، پدید می آید.

گرید، شبکه منظمی از خطوط است که صفحه چاپی را دارای یک ساختار قانونمند می سازد. کارایی گرید، همچنین به منظور ستون بندی، ایجاد فواصل میان ستون ها و تنظیم حاشیه ها، غیرقابل انکار است.

 

 

گرید، همچون داربستی پنهان، صفحه چاپی را به شبکه ای مستحکم (اما ناپیدا) مجهز می سازد، گرید، علی الظاهر پس از چاپ به چشم نمی آید اما قبل از چاپ، درست مثل یک نقشه معماری، سطوح و فضاهای آکنده از متن و تصویر را مشخص می سازد.

با استناد به گرید، می توان سطح مفید صفحه (محدوده قابل چاپ) را از حاشیه های (margin) بالا، پایین، عطف و برش، مورد شناسایی و تفکیک قرار داد.

 

 

شبکه گسترده ای از محاسبات فنی در صنایع مرتبط با نشر، اعم از صنایع کاغذسازی، لیتوگرافی و چاپ وجود دارد که هسته اولیه آنها را می توان با استناد به «گرید» مورد مطالعه قرار داد. از جمله «نظام استاندارد اندازه کاغذ A، B و C» یا (A,B,C: system of standard paper size)، نظام های استاندارد مربوط به اندازه زینک لیتوگرافی، مثلا زینک های مختلف متناسب با اندازه ماشین چاپ در بازار موجود است اما لبه کار ماشین های مختلف چاپ با هم متفاوت است و این نکته ای است که قبل از متخصصان لیتوگرافی، باید مورد توجه طراحان گرافیک باشد، یعنی افرادی که در اصل، کنترل صفحه طراحی و محاسبات گرید برعهده آنان است.

 

ابعاد زینک ها، همواره متناسب با لبه کار ماشین های چاپ نیست. مثلا برای قرارگیری زینک در سیلندر ماشین های دو ورقی یا ماشین های ۷۰×۵۰ سانتی متری، زینک هایی با ابعاد حدود ۷۴×۶۰ سانتی متری در بازار موجود است که طراحان و لیتوگراف ها بایستی قبل از تهیه طرح و زینک به آن توجه داشته باشند تا در محاسبه «محدوده چاپی» پیش بینی های لازم را به عمل آورند.

 

 

معمولا لبه کار ماشین چاپ GTO، د۴ سانتی متر، ماشین یک و نیم ورقی، ۵/۵ سانتی متر و ماشین دو ورقی، معادل ۵/۶ سانتی متر است اما این اندازه ها می تواند نسبت به نوع ماشین چاپ و اندازه زینک متفاوت باشد.

 

تعیین دقیق ابعاد، اندازه ها، فواصل، سطوح قابل چاپ و لبه های کار برعهده «گرید» است. هر میلی متر خطای احتمالی در ماکت صفحه، منجر به زیان های فراوان در وقت و هزینه خواهد شد.

 

 

در گرافیک معاصر جهان، گرید مترادف رویکرد نظام مند و منطقی طراحی گرافیک سبک سوئیسی پس از جنگ جهانی دوم است. قبل از رواج یافتن نرم افزارهای کامپیوتری در صفحه آرایی رسانه ها، ورقه های گرید چاپی (ماکت) که عرض ستون ها، ارتفاع ستون ها، فواصل میان ستون ها و اندازه دقیق حاشیه های بالا، پایین، چپ و راست در آن مشخص شده بود، چارچوب نظام مندی برای چیدن و آرایش عناصر تصویری و نوشتاری را فراهم می ساخت.

 

زبان تصویری در گرافیک مطبوعاتی بر پایه تفکر اصولی است و با احساس و الهام چندان سر و کار ندارد. علت آن است که در یک تولید رسانه ای باید بتوان با اصطلاحاتی دقیق و مشخص و با حداکثر عینیت گرایی ممکن و حداقل ابهام، کار را سر و سامان داد.

 

 

در این میان، نباید فراموش کرد که طراح حلال مشکلات است. او همیشه با یک صورت مسئله روبه رو است که نمی تواند آن را تغییر دهد. بلکه باید برایش راه حل مناسبی پیدا کند. بی شک، راه حل می تواند به صورت دریافت حسی به طراح الهام شود اما در یک تولید رسانه ای، نمی توان به الهام و ابهام و شهود که اموری تفسیرپذیر و نسبی اند تکیه کرد. در واقع، در غلتیدن به وسوسه های تفننی در پردازش گرافیکی صفحات یک نشریه، درست مثل وقتی است که یک نویسنده باعرضه پیچش های زائد زبانی ترکیب های احساساتی و صفات غیرضروری دچار نثری جعلی و مغلق می شود.

 

● صفحه آرایی به مثابه یک نظام ارتباطی

در دنیای امروز، نظام ارتباط تصویری حاکم بر صفحات کاغذی روزنامه ها و مجلات در همه فرهنگ ها، اشتراکات فراوانی دارد. قوانین مشترک زیبایی شناسی در صفحه آرایی، مبتنی بر اصولی چون توازن، تعادل، تقارن و تحرک است که این اصول با سرشت و طبیعت انسان هماهنگ است. بهره گیری از این اصول انسان شمول، از ایجاد اختلال معنایی و طرز تلقی های متعدد و دلخواه جلوگیری می کند. حتی سلایق فرهنگی ملت ها قادر به نفی چنین نظام ارتباطی جهان شمولی نیست چرا که نظام ارتباط تصویری، در دنیای امروز تبدیل به یک نظام فراملیتی یا به عبارتی، تبدیل به ذهن معاصر شده است.

 

 

نکته حائز اهمیت که باید با هوشیاری مورد توجه قرار گیرد، در تفاوت ماهوی مفهوم صفحه آرایی در قبل از صنعت چاپ و پس از آن است. رویکرد صفحه آرایی قبل از اختراع صنعت چاپ، رویکردی صرفا زیبایی شناسانه بود و برای حرمت گذاری به کلام مورد استفاده قرار می گرفت ولی رویکرد مدرن رسانه ای در زمانه ما ایجاب می کند که صفحه آرایی به قصد برقراری ارتباط صحیح تر و سریع تر با مخاطبان انبوه مورد استفاده قرار گیرد.

 

به عبارت روشن تر، صفحه آرایی مدرن بیشتر رویکردی کاربردی دارد و به منظور تفکیک اطلاعات متنوع کلامی و تصویری مورد بهره برداری قرار می گیرد. بالطبع، بهره گیری از عنصر زیبایی هم صرفا در راستای تقویت چنین هدفی است، یعنی زیبایی هم در استخدام خوانایی و صراحت قرار می گیرد، نه صرفا به خاطر خوشایند نگاه مخاطب و بی توجه به کارکرد اطلاع رسانی چرا که اطلاعات باید به شکل واضح طراحی شوند، در غیر این صورت مورد توجه قرار نخواهند گرفت (دیده نخواهند شد).

 

 

در چنین نگرشی، طراحی، عامل اصلی انتقال پیام در رسانه های چاپی است. با جذابیت طراحی است که پیام با همه محتوا و نفوذ درونی اش مجاری فهم مخاطب را هدف قرار می دهد. در واقع، طراحی سپر بلای محصول تولید شده ای است که با زحمت و مشقت گروه خبرنگاران، عکاسان، نویسندگان و مترجمان به دست می آید.

 

صفحه آرایی روزنامه و مجله متکی به یک روش نیست، بلکه ترکیبی است از روش های گوناگون برای دستیابی تعادل.

 

 

سهم عنصر گرافیک در صفحه آرایی مجلات و روزنامه ها، درصد حساب شده ای از زبان هنری است و نه می توان و نه مجاز هستیم که هنر را بی رویه به درون صفحات تزریق کنیم زیرا زبان خالص و ناب هنر، زبانی است مجرد و کریستالیزه، چنانچه بر نظم ستون های متن، تیترها و سوتیترها سوار شود، خاصیت رسانه ای مجله و روزنامه را از آن می گیرد و مناسباتی دیگر را بر صفحه حاکم می کند.

 

دانستن این نکته که چند قطره از دریای زیبایی شناسی لازم است تا صفحه ای متعادل، زیبا و تاثیرگذار داشته باشیم، همه راز یک صفحه آرایی موثر و دلپذیر را تشکیل می دهد. شرط نخست در شکل گیری یک صفحه آرایی اصولی، دلربا و نافذ، رعایت «دستور کار» است. شاید به نظر عجیب بیاید که چرا از عامل «زیبایی» به عنوان شرط نخست یاد نمی کنیم. می توان چنین گفت: صفحه آرایی، یعنی تعدادی صفحه که پس از صحافی، بتوان آنها را ورق زد، دید و مطالعه کرد.

 

 

اگر شرط نخست در صفحه آرایی بر زیبایی باشد تنها یک یا دو رکن از کارکرد صفحه آرایی به فعل درمی آید: ورق زدن، دیدن ... یا هر دو اما رکن مهم کارکرد صفحه آرایی که تسهیل در امر خواندن یا به تعبیری «مدیریت قرائت متن» باشد، به فعل درنمی آید. زیبایی صرف، بیشتر به کار «دیدن» می آید و صفحات صرفا زیبا (بی اعتنا به انقال محتوا و متظاهرانه)، هرچند هم که بسیار چشمنواز باشند اما بی تردید فعل «خواندن» را به عقب رانده و بیشتر میل «دیدن» را برمی انگیزند. این نوع از صفحه آرایی برای مجلات تخصصی مد، آرایش و گاهی مجلات عکس، کاربرد دارد.

 

در چنین نشریاتی عنصر عکس بر عنصر کلمه غلبه دارد اما فراموش نکنیم که بسیاری از جلوه های هنر گرافیک از ترکیب و تلفیق دو عامل «نقش» و «نوشته» حاصل می شود. برای نمونه می توان به پوستر، طرح روی جلد، طراحی تمبر پستی، طراحی اسکناس، طراحی آگهی، بیلبورد و صفحه آرایی اشاره کرد اما جز در مورد صفحه آرایی، اغلب گونه های هنر گرافیک تنها بر روی یک صفحه یا یک سطح عرضه می شوند.

 

یعنی تعامل خلاق میان «نقش» و «نوشته» چه در پوستر، چه در ابعاد متریک یک بیلبورد و چه اندازه های کوچک یک تمبر پستی، الزاما بر روی یک صفحه یا سطح پدید می آید اما در صفحه آرایی، اعم از صفحه آرایی بروشور، کاتالوگ، کتاب، انواع جزوات، مجلات و روزنامه ها، تعامل خلاق میان نقش و نوشته روی ده ها صفحه پی درپی باید تنظیم شود و به همین منظور رعایت «دستور کار» غیرقابل اجتناب است چرا که اصولا روند کار صفحه آرایی باید تحت قاعده ای ثابت و مشخص باشد تا نظمی کلی و روالی ثابت در صفحات شکل بگیرد تا خواننده بتواند طبق این نظم، به صورت هدف دار مطلب یا مطالب دلخواهش را بیابد و مطالعه کند و این میسر نمی شود مگر با اعمال «دستور کار».

 

 

دستور کار، در واقع یک ارزیابی همه جانبه است که عوامل موثر در صفحه آرایی را انتظام می بخشد. مدیریت قرائت متن، تنها با مراعات دستور کار حاصل می شود. صفحه آرایی مدرن، در واقع نوعی مدیریت قرائت متن است، به طوری که با تمهیدات فنی و هنری می توان چشم مخاطب را به گونه ای مدیریت کرد تا مفاهیم موردنظر رسانه را آنچنان که ارباب جراید می خواهد، قرائت کند.

 

عوامل موثر در صفحه آرایی عبارتند از: وحدت، تعادل، ضرب و تناسب که هر یک از این عوامل در ترکیب بندی صفحات با قواعدی همچون: «تقدم و تاخر»، «تقارن»، «نامتقارن»، «تعادل وزنی»، «تعادل برپایه توجه»، «ضرب یا ریتم» و ... تحقق پیدا می کند.

 

 

دستور کار، تواتر مطلب ادامه دار را به صورتی منطقی در صفحات تنظیم و توزیع می کند، تا در پی آن حس همبستگی و تداوم در مخاطبان ایجاد گردد.

با چنین تمهیداتی مخاطب می تواند بدون رویت نام نشریه و صرفا از طریق شکل خاص آن، یک نشریه را از سایر نشریات بازشناسد.

 

 

از چنین منظری می توان گفت «دستور کار» موجب می شود که عناصر موثر در صفحه آرایی، به مثابه یک نظام ارتباطی، چشم مخاطب را به طرز موثری بر تصویر یا متن متوقف و یا به حرکت وادارد. بدین وسیله، هنر گرافیک نیاز مخاطبان به نظم را از طریق رویکردش به «انتظام فضا» پاسخ می دهد. انتظام فضا، از راه ایجاد «ترکیب بندی» به دست می آید. ترکیب بندی (کمپوزیسیون)، ابزار کار اصلی هنرمند است برای نظارت کردن بر اینکه مخاطبان چه را ببینند و چگونه ببینند.

 

● عکس ها و تصاویر

تصاویر در ترکیب با متن، به صفحه قدرت و استحکام می بخشند و شامل: عکس ها، طرح های گرافیکی (نمودارها، گراف ها، نقشه ها و ...) و تصاویرسازی (illustration) می شوند.

 

تصاویر یا جنبه خبررسانی دارند، مثل عکس های خبری، نمودارها و نقشه ها ... یا دارای جنبه توصیف کننده متن هستند، مثل: تصویرسازی، کاریکاتور و عکس های غیرخبری.

 

اغلب تصاویر به کار رفته در نشریات یا مستطیل شکل اند و یا مربع اند و به ندرت پیش می آید که تصویری دایره، مثلث یا بیضی شکل باشد.

 

اما، تصاویر بدون شکل هندسی نیز در نشریات به کار می روند، مثل تصویر یک دایناسور یا یک آدم که زمینه پشت تصویر خالی شده باشد، چنین تصویری مستقل ازکادر مستطیلی روی صفحه قرار می گیرد: یعنی سوژه اصلی عکس حفظ و زمینه اطراف آن حذف شده است.

 

چنین تصاویری روی سطح صفحه چاپی، ایجاد تحرک کرده و با نفوذ به نظم ستون های متن، باعث پویایی در صفحه می شوند. از چنین تصاویری بیشتر در نشریات ورزشی، کودکان و نشریات متعلق به نسل جوان استفاده می شود.

 

در یکصد سال گذشته که جوامع مختلف به سرعت دگرگونی های وسیعی را سپری کرده اند، پیوستگی و آمیختگی «عکاسی»، «گرافیک» و «مطبوعات» در قالب «ارتباطات جمعی» روز به روز بیشتر شده است.

 

ویلیام ایوینز (William ivins) در کتاب مشهور خود به نام «چاپ و ارتباطات بصری» می نویسد: «کشورهای عقب مانده جهان، کشورهایی بوده و هستند که نحوه استفاده از امکانات بیان تصویری و ارتباطات تصویری را نیاموخته اند و نمی دانند که بسیاری از توانایی های تمدن ما غربی ها به طور تفکیک ناپذیری به مهارت های ما در ارتباط تصویری بستگی داشته است.»

 


   احمدرضا دالوند

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه