گفت و گوهايي که به دعوا ختم مي شود!

سرویس زناشویی جوان ایرانی؛ بخش دانستنی های جنسی:

شايد هم مشکل شما خيلي عميق نباشد وعلت آن نبود مهارت هاي کافي در گفت وگو و تبادل نظربا يکديگر است

من و شوهرم اصلا حرف يکديگر را نمي فهميم اصلا نمي توانم با او درد دل کنم هميشه صحبت هايمان به دعوا ختم مي شود هميشه پشت مرا خالي مي کند بزرگ تري هم ندارم که از آن ها کمک بگيرم.

رضا زيبايي – روانشناس باليني

مشکلي که طرح کرديد دلايل بسياري مي تواند داشته باشد که متناسب با علت آن، راهبردهاي درماني متفاوتي نيز دارد.بر اين اساس ما فرض هايي را که شايع تر است، در نظر مي گيريم و بر اساس آن راه هايي را پيشنهاد مي کنيم:

1- وجود اختلالات شخصيت در فرد: شخصيت، مجموعه رفتارها و کنش هاي ذهني رشد يافته و نسبتا پايدار در فرد است که در طول زمان و دوره هاي رشدي از کودکي تا بزرگسالي شکل گرفته است ولي متاسفانه در برخي افراد به دلايل مختلف اين امر متناسب با سن فرد رشد کافي نداشته است که از آن به ناپختگي شخصيت يا اختلال شخصيت ياد مي شود و متاسفانه يکي از شايع ترين اختلالات در سطح جامعه و دلايل اختلافات زناشويي و بين فردي است؛ براي مثال در اختلال شخصيت نوع خود شيفته مواردي که شما مطرح فرموديد بارز است. در اين افراد دنيا بايد مطابق ميل و انديشه آن ها بچرخد و کوچک ترين مخالفت با راي و نظر آن ها مقاومت و دفاع سختي را در آن ها برمي انگيزد که معمولا طرف مقابل بعد ازمدتي اصطلاحا دچار "درماندگي آموخته شده " مي شود به اين معنا که نسبت به شرايط بي تفاوت و بي اعتنا مي شود که خود زمينه ساز ترک رابطه و افسردگي نيز است.

2- وجود اختلافات عميق و دراز مدت حل نشده بين زوج که به شکل گيري زمينه منفي بين آنها منجر وموجب مي شود هر مسئله کوچکي آتش مناقشه و جر و بحث را بين آن ها برافروزد؛ براي مثال علاقه مند نبودن زوج به يکديگر به شکل يک طرفه و بدتر از آن به صورت دو طرفه که مي تواند ريشه در موارد ذيل داشته باشد:

انتخاب ناآگاهانه و هيجان مدارانه، ازدواج از سر ناچاري و حتي اجبار و با فشار والدين، ازدواج به خاطر دلسوزي و ترحم، ازدواج در سنين پايين و به عبارتي بدون آمادگي و ازدواج کردن که بعد از چندي به پشيماني منجر مي شود، و بسياري دلايل ديگر که بسته به علت، مسير بهبودي نيز متفاوت خواهد بود.

اولين کار کشف علت است

پس توصيه اکيد من به شما، اين است که تمام تلاشتان در ابتدا معطوف به کشف علت باشد و نه راه حل، آن هم به روش علمي و با مراجعه به متخصص روانشناس باليني خبره در حوزه خانواده درماني و به ياد داشته باشيد درمان هاي روانشناختي فرآيندهاي طولاني و تدريجي هستند وانتظار بي جا از درمانگر خود نداشته باشيد.

شايد مشکل عميق نباشد

3- شايد هم مشکل شما خيلي عميق نباشد وعلت آن نبود مهارت هاي کافي در گفت وگو و تبادل نظربا يکديگر است. در همين صفحه بارها در اين باره مطالبي مطرح شده است. مجددا چند اصل مهم در گفت وگو را ياد آوري مي کنم:

الف- طوري صحبت نکنيد که دفاع همسرتان را برانگيزيد. به عنوان مثال نگوييد: «تو هميشه اشتباه مي کني اصلا شما خانوادگي دست وپا چلفتي هستين!» بلکه بهتر است در صورت بروز اشتباه از سوي همسرتان به او بگوييد: «انسان ممکن الخطاست اگر دقت بيشتري بکني حتما مي تواني کارهايت را درست انجام دهي اگر خواستي من هم کمکت مي کنم.»

ب- درباره موضوع صحبت کنيد نه درباره اثبات خودتان يا اين که چه کسي متهم است. نگوييد: «اين ها همه اش نتيجه بي‌توجهي تو است که بچه افت تحصيلي پيدا کرده!» بلکه بگوييد: «بايد فکر کنيم ببينيم علت افت تحصيلي فرزندمان چيست؟ شما فکر مي کني چه کار بايد بکنيم؟»

ج- در صورتي که طرف مقابل اين موارد را رعايت نمي کند شما با حوصله رفتار کلامي درست را بروز دهيد و آن را هر دفعه تکرار کنيد، مي دانم کار سختي است اما از مقابله به مثل نتيجه خيلي بهتري دارد.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه